"همیشه می توان تولدی دوباره داشت..به روز شدن شبهای یکشنبه "

سیدمهدی قوام و دزد !

آقای هاشمی نژاد تعریف میکرد:
 از یک میوه فروش که روی چرخ میوه ریخته بود برای دیدن سید میوه خریدیم. وقتی خواستیم پول بدهیم، پول را قبول نکرد. گفتم اگر مبلغ را نگیری میوه را نمی‌برم. میوه فروش گفت آقا سید دست من را گرفت و از جهنم به بهشت برد چگونه پول بگیرم؟

بعد تعریف کرد یک روز سید با عیالش از خانه بیرون رفتند من هم که در محل به دزدی شهرت داشتم به خانه‌ی سید رفتم مقداری اسباب جمع کردم و خواستم از خانه بیرون بروم که در خانه باز شد و سید با عیالش وارد شد.
نگاهی به من کرد و سلام گرمی کرد و گفت «حالا که تا اینجا آمده‌ای بیا برویم یک چایی بخوریم»
داخل خانه برگشتیم. سید برایم میوه و چای آورد. بهم گفت:«اهل کجایی؟» گفتم خاکسفید. گفت:«این فرش دستی ها مال تو. یک چرخ دستی و میوه بخر و داخل آن بگذار. هرچه هم که از بارت ماند و نخریدند شب خودم از تو می خرم.»
با این کارش مسیر زندگی من را عوض کرد !

یادمان باشد که:

ماهم تومسیر زندگی دیگران چه بخواهیم وچه نخواهیم
قرار میگیریم

پس چه بهتر که درمسیر رشد دیگران باشیم
 





طبقه بندی: خودسازی،  سبک زندگی،  گفتگوهای حکیمانه، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 23 دی 1393 | توسط : باقری | نظرات()