"همیشه می توان تولدی دوباره داشت..به روز شدن شبهای یکشنبه "


در بعضى از روایات هست كه امام صادق‏ (ع) از راهى مى ‏گذشت انبوهى از مردم در كنار شخصى جمع شده بودند كه اسلام نداشت و خبرهایى مى‏ داد و همه از خبرهاى او تعجب مى ‏كردند ...

امام پرسیدند چه مى ‏گوید؟ همه گفتند از غیب خبر مى ‏دهد.

حضرت نزدیك مرد آمدند و دست خود را پیش آوردند و پرسیدند در دست من چه چیزى هست؟ مرد نگاهى كرد و گفت این، تخم مرغى است كه در همین لحظه در فلان جنگل بدست آمده، تعجبم از این است كه چگونه به دست تو رسیده و پرسید آیا همین نیست؟

حضرت جوابش ندادند و فقط از او سؤال كردند از كجا به این‏ها رسیده ‏اى و او گفت با مخالفت با خویش ... به این نیرو رسیده ‏ام ...

حضرت گفتند: آیا مى ‏خواهى مسلمان شوى؟ او گفت نه.

گفتند: پس با خویش مخالفت كن.

بیچاره مبهوت شد و اسلام آورد.

چندى نگذشت كه نزد امام آمد و شكایت كرد كه آنچه مى ‏دانستم از دست داده‏ ام و دیگر خبرى نمى ‏توانم بدهم.

حضرت تبسمى كردند و گفتند:

آنچه بدست آوردى براى تو مفیدتر است از آنچه كه از دست داده ‏اى.


                     

                             استاد علی صفایی





طبقه بندی: گفتگوهای حکیمانه،  بصیرت و آگاهی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 13 دی 1393 | توسط : باقری | نظرات()