"همیشه می توان تولدی دوباره داشت..به روز شدن شبهای یکشنبه "

 

من در كودكى خیلى نحس و نق نقو بودم. به هیچ صورت آرام نمى ‏گرفتم. برایم چیزهایى مى ‏خریدند. همه ‏اش را مى ‏خواستم. همه ‏اش را مى ‏گرفتم و با خود مى ‏كشیدم، خسته مى ‏شدم و مى ‏نالیدم. ازم مى ‏گرفتند، گریه مى ‏كردم. برایم نگه مى ‏داشتند بهانه مى‏ گرفتم. خلاصه هیچ راهى براى ساكت شدنم نبود تا اینكه آخر سر به فكر افتادند تا آنچه برایم مى ‏گرفتند غیرمستقیم به من بدهند.

در منزل ما زیرزمینى بود با سوراخ‏هایى بزرگ و كوچك، همین كه گریه سر مى‏ دادم مى‏ گفتند فلانى برو ببین موش‏ها برایت چیزى نیاوردند و من را راهى مى ‏كردند...


 این خوب به یادم مانده كه در كنار سوراخ‏ها یك دانه فندق و یا گردو خودنمایى مى‏ كرد و من همین كه اینها را مى ‏دیدم ذوق مى‏ كردم و كلى دلشاد مى ‏شدم. و همیشه از سوراخ موش روزى دریافت مى‏ كردم و نق نق هم نمى‏ زدم.


 شاید تا وقتى كه بزرگ شده بودم هنوز خیال مى ‏كردم كه موش‏ها برایم فندق مى ‏آورده ‏اند و از شما چه پنهان كه از موش‏ها خوشم مى ‏آمد و اگر آنها را مى ‏كشتند، ناراحت مى ‏شدم، ولى بعدها فهمیدم كه نه بابا موش‏ها فندق نمى ‏آورند كه فندق‏ها را هم مى‏ دزدند. من را به خاطر نحسى و بهانه‏ گیرى ‏ام این گونه مى ‏چرخاندند و غیر مستقیم غذایم مى ‏دادند.


 آنچه كه ما را در خود گرفته همین واسطه‏ هایى است كه به خاطر بى‏ ظرفیتى ما پیش ما گذاشته‏ اند و به خاطر بهانه ‏گیرى ‏ها برایمان تنظیم كرده ‏اند. و این ماییم كه باید با تفكر كشف كنیم كه اینها فقیرند و چیزى ندارند.

موش‏ها، نه اینكه چیزى نمى ‏دهند، كه چیزها را هم مى ‏دزدند و از ما كم مى ‏كنند.


 داستان ما چنین داستانى است. به كارمان، به شغل‏مان، به ماشین و دستگاه‏ مان دل بسته ‏ایم و آن را حاكم گرفته ‏ایم و مدار زندگى ما و محور تمام كارهاى ما شده ‏اند.


 ما معبودهایى داریم كه حركت‏ها و حالت‏هاى ما را كم و زیاد مى‏ كنند و در ما اثر مى ‏گذارند. به ما امید مى‏ دهند و یا ما را مى ‏ترسانند، شاد مى ‏كنند و یا اندوهگین مى ‏سازنند. خسته مى ‏كنند و یا به شور و شوق مى ‏كشانند.


 مرحله‏ ى اول، مرحله ‏ى فكر است و شناخت این معبودها. آنچه كه در ما اثر مى‏ گذارد و ما را به راه مى‏ اندازد، باید اینها را مشخص كرد و نوشت. پول، عنوان، زیبایى ‏ها، قدرت‏ها، تشویق‏ها و تهدیدها و هزار عامل دیگر در ما مؤثر هستند.

 اینها را جمع مى ‏كنیم سپس تنظیم مى‏ كنیم و دسته‏ بندى مى ‏نماییم كه این همه بت و این همه معبود چند دسته هستند...

 با فكر و ارزیابى ما، اینها مشخص مى‏ شوند و شناسایى مى ‏گردند كه چه مى‏ دهند و چه مى ‏گیرند و چه سود مى ‏رسانند و چه كم مى ‏كنند.


استاد علی صفایی





طبقه بندی: گفتگوهای حکیمانه،  بصیرت و آگاهی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 1 دی 1393 | توسط : باقری | نظرات()