"همیشه می توان تولدی دوباره داشت..به روز شدن شبهای یکشنبه "
پیر زن طلاهاشو برای کمک به جبهه داد و از اتاق خارج شد؛

جوانی صدا زد :

حاج خانم خانم؛  رسید طلاهاتون ...!

پیرزن گفت :

من برای دو پسر شهیدم هم رسید نگرفتم …





طبقه بندی: بصیرت و آگاهی،  جبهه وجنگ، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 10 دی 1392 | توسط : باقری | یاعلی()