"همیشه می توان تولدی دوباره داشت..به روز شدن شبهای یکشنبه "
یك وظیفه عمومی است كه همگان، هر كسی كه منتظر ظهور آن حضرت است باید آن وظیفه را تحصیل كند و یك سلسله وظائف خاص است. آن وظائف عمومی را همه شما در محافل دیگر شنیده اید. امّا آن وظائف خاص؛ بخشی مربوط به نیروی نظامی؛ ارتش، سپاه، بسیج و مانند آن است، بخشی هم مربوط به حوزویان و دانشگاهیان. اینك با هم مطالب را از نظر می گذرانیم.

 

گفتاری از آیت الله جوادی آملی
وظایف خاص و عام منتظران ظهور حضرت ولی عصر(عج)

مهم ترین وظیفه حوزویان و دانشگاهیان درباره » انتظار فرج »،آن بخش های فرهنگی و اعتقادی و اخلاقی یاران وجود مبارك ولی عصر است. یك وظیفه عمومی است كه همگان، هر كسی كه منتظر ظهور آن حضرت است باید آن وظیفه را تحصیل كند و یك سلسله وظائف خاص است. آن وظائف عمومی را همه شما در محافل دیگر شنیده اید. امّا آن وظائف خاص؛ بخشی مربوط به نیروی نظامی؛ ارتش، سپاه، بسیج و مانند آن است، بخشی هم مربوط به حوزویان و دانشگاهیان. اینك با هم مطالب را از نظر می گذرانیم.
¤¤¤
آمادگی دفاعی نیروهای رزمی
تكلیف خاص آنها درباره انتظار فرج
آن بخشی كه مربوط به نیروهای رزمی است، أعم از سپاه و ارتش و بسیج و مانند آن، همان است كه طبق آن روایت معروف وجود مبارك امام صادق (ع) فرمود : هر كدام از شماها قبل از ظهور آن حضرت خود را مهیا كند، و الیعد احدكم قبل خروجه ) و لو بسهم. آنجا لقب پر بركت قیام را اسم می برد كه ما از آن با ضمیر یاد كردیم. فرمود: قبل از ظهور آن حضرت هر كسی خود را آماده كند، ولو با یك تیر ! برای اینكه یا فرمان جهاد صادر می شود، یا لاأقل می خواهد از خودش دفاع بكند. این نیروی رزمی، این بسیجی بودن، این با تیر آشنا بودن؛ وظیفه كسانی است كه در خط مقدّم انتظار به سر می برند در بخش های نظامی.این ولو با یك تیر خودش را آماده بكند، نشانه آن است كه وجود مبارك حضرت، دشمنان فراوانی دارد؛ بالأخره این دشمنان از هر طرف حمله می كنند و یاران حضرت هم باید از هرطرفی دفاع بكنند.

وظیفه مخصوص حوزویان و دانشگاهیان درباره انتظار فرج

امّا آن وظیفه مخصوص حوزویان و دانشگاهیان كه كارهای فرهنگی به عهده آنهاست، و رسالت های اعتقادی و اخلاقی و فقهی را به عهده دارند؛ این است كه منتظر باشند تا وجود مبارك حضرت بیاید و دلها را پر از بی نیازی كند. حضرت چند تا كار می كند، كار جهانی. یكی همان عدل گستری است كه یملأ الله به الأرض قسطاً و عدلاً (1)، كه كمتر كسی این روایت ها را نشنیده باشد. یعنی وجود مبارك حضرت كه آمدند، جهان را پر از عدل و داد می كنند. امّا آنچه كه مهم تر از عدل و داد بیرونی است آن است كه روح استغنا و بی نیازی را در دلهای پیروانش زنده می كند. به یملأ الله سبحانه و تعالی قلوب امّتی من الا ست غنا. دلهای پیروان ما را پر از بی نیازی می كند.

باور نزدیكی خدای سبحان به انسان لازمه كسب مقام« استغنا »

یك كسی كه چشمش به جیب زید است و كیف عمرو؛ این نه عالم می شود، نه فقیه می شود، نه منتظر حضرت ! این كاسب در می آید؛ حواستان جمع باشد. كاسب هرگز منتظر حضرت نیست ! یك ملّتی مستقل است كه مستغنی باشد، ملّتی مستغنی است كه خودكفا باشد. هم بفهمد كه همه قدرتها از ناحیه خداست، للّه جنود السّموات و الأرض (2). این را باید بفهمد؛ نه تقلیداً، كه تحقیقاً؛ یك. باید بفهمد ما بنده اوئیم و او خدای ماست، دلیلی ندارد با او رابطه نداشته باشیم !! فاصله ای نیست بین ما و او، محجوب هم كه نیستیم، درمانی هم كه ندارد، راه را هم كه نبسته است، مرتب هم دعوت كرده؛پس چه دلیلی دارد كه ما با او رابطه نداشته باشیم ؟! او كه فرمود : أنا اقرب الیه من حبل الورید(3)، فرمود : اذا سألك عباد ی عنّی فنّی قریب اجیب (4)، اینكه فرمود : نحن اقرب ا لیه منكم و لكن لا تبصرون (5)، اینكه فرمود : و هو معكم این ما كنتم(6)؛ اینكه فرمود : من خدای شمایم، شما بنده منید؛ هر چه می خواهید از من بخواهید، از دیگری نخواهید.
و لذادلیلی ندارد ما از غیر او بخواهیم، و دلیلی ندارد به او نزدیك نشویم !! خودش دعوت كرده. دلیلی ندارد كه ما این لباس ] لباس روحانیّت [ را لباس كسب قرار بدهیم؛ حیف است ! آن كه به فكر مرید بازی است، به فكر جمع زید و عمرو است؛ او نه منتظر حضرت است، نه حضرت به او اعتنا می كند!
كسی منتظر حضرت است كه روح بی نیازی داشته باشد. البتّه ادب سر جایش محفوظ است، ما همه را احترام می كنیم؛ ادب یك مطلب دیگر است، امّا جیب زید و كیف عمرو را نگاه كردن، این روحیه گدائی با امامت پروری سازگار نیست، با انتظار او سازگار نیست. این روایت را حتماً طلبه ها بیشتر بخوانند كه فرمود : وجود مبارك حضرت كه آمد، یملأ قلوب امّه جدّ ه غناً. پر از بی نیازی می كند؛ روح گدائی را بر می دارد. آنوقت، این می شود منتظر راستین.
به ما نگفتند : راه چشم دوزی مردم را ببندید و جای دیگر را نبینید ! به ما گفتند : جیب مردم را نگاه نكن، للّه خزائن السّموات و الأرض (7)را نگاه كن. آن فراوان است، نزدیك هم هست، به تو می دهد. فرمود : اینجا را نگاه بكن ! اگر ملّتی اینچنین شد،سعی می كند مشكل خودش را حل بكند. حضرت اوّل آدم درست می كند، بعد مستقل می كند. اوّل استغنا، بعد استقلال. این شعارهائی كه ما می گوئیم : استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی؛ یعنی جمهوری اسلامی اوّل به آدم استغنا می دهد، روح بی نیازی می دهد، بزرگواری و عزّت و احترام می دهد؛ یك ملّت بزرگوار، هم مستقل است، هم آزاد. و وجود مبارك ولی عصر (أرواحنا فداه) اوّل روح بی نیازی می دهد، بعد مستقل می كند.

بی نیازی در دو بخش« اقتصادی » و « معرفتی »

بی نیازی هم دو قسم است؛ یك بی نیازی اقتصادی است كه اگر ما به این هم برسیم، برای ما خیلی مغتنم است كه این حدأقل بی نیازی است. یك بی نیازی اخلاقی و معرفتی است كه آن نصیب گروهی از انسانها می شود. بی نیازی اقتصادی فعلاً برای ما اصل است، یعنی ما روی پای خودمان بایستیم. همه چیز داشته باشیم، منتها از خود. در هیچ امر به بیگانه وابسته نباشیم؛ این چیز خوبی است. همه وسائل رفاهی را داشته باشیم، منتها از خود ؛ نیازی به بیگانه نداشته باشیم. این حدأقل استغناست ! آن استغنائی كه بهره گروهی از انسانها می شود، آن این است كه به ما فرمودند: انسان اگر از چیزی بی نیاز باشد، بهتر از آن است كه به وسیله او بی نیاز بشود. البتّه این هم گفتنش سخت است، هم دركش سخت است، و هم عملش سخت تر ! درك و گفتار و بحثش صعب است، عملش مستصعب.

حقیقت بی نیازی در رفتار و گفتار عمیق حضرت امیر (ع)

یك وقتی وجود مبارك حضرت امیر به عسل مصفّای خوش رنگ نگاه كردند، فرمودند : خیلی خوشرنگی، ولی نمی دانم مزّه ات چیست ! با اینكه خاورمیانه در اختیار حضرت امیر بود آن 5 سالی كه حاكم بود؛ چون امپراطوری ایران هم تسلیم شده بود، امپراطوری روم هم تسلیم شده بود، خاورمیانه كشوری نبود كه زیر مجموعه حكومت حضرت امیر نباشد ! در صدر اسلام البتّه آنها اسلام نیآورده بودند، ولی بعد از فتوحات همه مسلمان شدند ! استاندارهای حضرت امیر در آذربایجان بودند، در كرمان بودند، در اهواز بودند.
در آن بحبوحه قدرت فرمود : از چیزی بی نیاز باشی، بهتر از آن است كه به وسیله آن بی نیاز باشی. چون كسی كه مستغنی عن شیء است، این مظهر خداست. آنكه مستغنی بشیء است، این فقیر است. چون ما یك (فقیر) داریم، یك (مستغنی) داریم، یك (غنی).
فقیر مجموعه دو تا سلب است، مستغنی مجموعه یك سلب و یك ایجاب است، و غنی مجموعه دو تا ایجاب است. فقیر به كسی می گویند كه نیازمند باشد، یك. چیزی كه نیاز او را بر طرف كند نداشته باشد، دو. این دو تا نقص دارد؛ مستغنی یك نقص دارد كه نیازمند به چیزی هست، یك. چیزی كه مشكل او را و نیاز او را برطرف بكند، دارد. به این می گویند : مستغنی. غنی آن است كه اصلاً نیاز ندارد؛ شریف تر از آن است كه محتاج باشد ! آن فقط ذات أقدس له است كه انتم الفقراء الی الله و الله هو الغنی (8). بندگان صالح كه مظهر خدای غنی هستند، سعی می كنند ا ست غنائك عن الشیء خیأ من ا ست غنائك به را فراهم بكنند كه این هم نصیب گروهی از انسانها می شود. ولی حدأقلش این است : یك ملّتی مستغنی باشد، روی پای خودش بایستد. هر چه را می خواهد، خودش داشته باشد؛ این یك كمالی است.
وجود مبارك حضرت اوّل استغنا در ملّت ایجاد می كند، بعد استقلال و آزادی. و این استغنا هم یك وصف نفسانی است؛ لذا در روایات ظهور آن حضرت آمده است كه دلهای امت اسلامی را پر از استغنا می كند. یملأ قلوب امّه جدّ ه من الست غنا. آنوقت چنین ملّت بی نیازی اهل رشوه نیست، اهل عشوه نیست، اهل تجاوز نیست؛ نه به مال مردم تعدّی می كند، نه به حقوق دیگران؛ تا اینكه به دستگاه قضائی یا پلیسی مراجعه كند و رشوه بدهد، بخواهد مشكل خودش را حل كند ! قهراً عدل و داد عالمگیر می شود. وقتی عدل گسترده می شود كه بی نیازی قبلاً حاصل شده باشد.
وجود مبارك حضرت كاری می كند كه مردم بی نیاز بشوند. نه در اثر ثروت، چون آنها كه غنی ترند كه محتاج ترند ! غالب این فسادها هم از متكاثران است. آنهایند كه اهل تعدّی اند، آنهایند كه اهل قاچاقند، آنهایند كه اهل احتكارند، آنهایند كه اهل كم فروشی اند، آنهایند كه اهل گرانفروشی اند، آنهایند كه اهل رشوه اند ! اینچنین نیست كه اگر كسی وضع مالی اش خوب باشد، ملكات فاضله نصیبش شده باشد !! بالأخره آنها اگر بدتر از دیگران نباشند، مثل دیگرانند. عمده،روح بی نیازی است كه حضرت افاضه می كند، بعد عدل را عالمگیر می كند.

شباهت ظهور حضرت ولی عصر (عج) با برپائی صحنه قیامت

حالا چگونه انسان،منتظر آن حضرت است ؟ به ما فرمودند به اینكه منتظر باید باشید، و وظیفه ما هم هست، دعا هم باید بكنیم؛ و حضرت هم ظهورش معلوم نیست در چه وقت است، هم كیفیّت ظهورش نظیر جریان قیامت،ناگهانی است. اینجا دو تا مسئله هست؛ یكی اینكه وقت مشخص نیست، نمی شود وقت تعیین كرد، ما هر لحظه باید منتظر باشیم. یكی اینكه حضرت هم دفعتاً ظهور می كند، مثل قیامت كه فتأتیهم بغتهً فتبهتهم (9).
قیامت اینطور است؛ دفعتاً كه می آید، آدم را مبهوت می كند. بهتان را هم كه بهتان می گویند، برای اینكه آدم كاری را كه نكرده، به آدم نسبت بدهند؛ آدم مبهوت می شود ! كه من این حرف را نزدم، چرا به من نسبت می دهند. قیامت هم آدم را مبهوت می كند، ظهور حضرت هم آدم را مبهوت می كند. ما باید آماده باشیم برای پرورش آن استغنا.اگر تمرین نكنیم؛ حالا حضرت ظهور كرد، چگونه این ملكات را یك شبه ما فراهم می كنیم؟!

چگونگی گسترش عدل و داد جهانی در عصر ظهور حضرت ولی عصر (عج)

از اینجا معلوم می شود كه وظیفه حوزویان، مخصوصاً كسانی كه حافظان قرآنند و در خدمت قرآن و عترت اند، این رسالت و این تعهد،بیشتر سنگینی می كند. و آن این است كه می دانید همه انبیاء و اولیاء آمدند، همه گزارش دادند؛ مخصوصاً عترت طاهرین (ع) كه گفتند : جهان را ذات أقدس له به وسیله مهدی موعود (ع) پر از عدل و داد می كند. اوّلاً حكومت، حكومت اسلامی خواهد شد؛ البیعه للّه(10) در چهره پرچم حضرت نوشته خواهد شد.
با این گسترش صنعت و تكنولوژی و علم و آدم كشی و قانون جنگل، چه جوری بشر پر از عدل و داد می بیند جهان را ؟! حضرت چه قدر می كشد ؟ حالا بر فرض الآن ظهور كرد، الآن تقریباً نزدیك 7 میلیارد بشر است؛ چه قدر اینها را می كشد ؟! شما عراق می روید، آنجور است؛ افغانستان می روید، آنجور است؛ فلسطین می روید، آنجور است؛ شمالتان می روید، آنجور است؛ جنوبتان می روید، آنطور است. غرب و شرق را هم كه می بینید، ظهر الفساد فی البرّ و البحر بما كسبت اید ی النّاس(11). حضرت چه قدر را می كشد ؟! حالا بر فرض 1 میلیارد را كشت، مگر اصلاح می شود ؟! تازه ترور شروع می شود. كشتن و جنگ كردن و از بین بردن یكی از كارهای كوچك آن حضرت است. مگر با كشتن،جهان اصلاح می شود ؟!

بالاتر رفتن عقل و فرهنگ مردم در عصر ظهور منجی موعود (عج)

آن كار مهمی را كه حضرت می كند، و همگان باید در آن مسیر گام برداریم، مخصوصاً حوزویان و دانشگاهیان؛ این است كه وجود مبارك حضرت كه ظهور كردند؛ حالا یا خود حضرت دستی به رئوس مردم آن روز می كشند به اذن الله، یا كلمه وضع یده، ضمیر به الله بر می گردد؛ خدای سبحان دست لطف، دست بی دستی روی سر مردم می كشد كه تكمل به احلامهم و عقولهم(12). فرهنگ مردم بالا می آید، عقل مردم بالا می آید، علم مردم بالا می آید؛ آنوقت از آن به بعد اداره كشور آسان است. اگر این ایران كه الآن 70 میلیون جمعیت دارد، غالب اینها در حد حوزویان و دانشگاهیان بودند ، اداره كشورمان آسان بود ! این همه پلیس 110 و بگیر و بزن و ببند و قاچاق مواد قاچاق و اعتیاد و ... نیست.
هر چه عقل مردم، علم مردم، درك مردم بالاتر بیاید، فساد كمتر می شود. مهم ترین كار حضرت این است كه عقل مردم را بالا می برد، نه تنها علم مردم را ! آنهائی كه عاقلند، از علمشان حداكثر بهره صحیح را می برند. دیگر با تكنولوژی و با علم به فكربمب اتم سازی نیستند! آنكه عاقل است به دنبال این كار نمی رود؛ به دنبال مواد مخدّر وخانه فساد و اعتیاد و استعمار و استثمار و استحمار و اینها نمی رود ! عاقل، راه خودش را می بیند، مسیر دیگران را هم نمی بندد.
اگر چنانچه وجود مبارك حضرت بیاید، با عنایت الهی فرهنگ مردم، عقل مردم را بالا ببرد، 313 تا شاگرد هم مثل امام داشته باشد، اصلاح جهان آسان است. این بزرگوار یك نفره این عظمت را ایجاد كرده ! 313 شاگرد مثل امام داشته باشد؛ قسمت مهم این است. البتّه كسی بخواهد در برابر حكومت اسلامی مقاومت كند، آسیب می بیند. امّا اینچنین نیست كه با شمشیر پیش برود ! شمشیر هم هست، مثل صدر اسلام.
درصدر اسلام قسمت مهم كاری كه وجود مبارك پیغمبر و حضرت امیر (سلام الله علیهما) كردند؛با آن سخنرانی ها و سنّت و سیرت نورانی؛ عقل مردم را آوردند بالا. مردم را به وفاق ملّی رساندند، متّحد كردند، آن فاصله های اوس و خزرج برداشته شد، مردم عاقل شدند. عاقل كه شدند، آن خونریزی ها وغارتگری ها از بین رفت.

شكوفائی عقل و بالا بردن فرهنگ اعراب تحت تربیت پیامبر اكرم (ص)

حضرت فرمود: شما یادتان است؛ پدران تان یا خود شماها از سوسمار نمی گذشتید ! این عرب سوسمار خوار را حضرت طوری تربیت كرد كه فرمود : در حال احرام از آهو باید صرف نظر كنی !! گفتند : چشم. لا تقتلوا الصّید و انتم حرم (13). حالا یك عرب غارتگر سوسمار بخور را اینجور كرده كه از آهو می گذرد ! این آهو را باید در تاریخ می شنید كه آهو یعنی چه !! حالا و لیبلونّكم بشیء من الصّید تناله ایدیكم و رماحكم (14)؛ ولی در عرفات، در مشعر، در منا، در حرم خدا، در حال احرام یا غیر احرام در حال حرم دست به اینها نزنید، عرض كردند : چشم. اینهائی كه كارشان خونریزی بود، اوس و خزرج؛ اینهائی كه كارشان سوسمار خوری بود، می رفتند به شكار سوسمار؛ حالا از آهو می گذرند ! آنوقت چنین ملّتی،هم توانست امپراطوری ایران را رام بكند، هم امپراطوری روم را در غرب رام بكند، و خاورمیانه را یكجا مسلمان بكند.
بعد از رحلت آن حضرت متأسفانه چون ا رتدّ النّاس عن الو لایه بعد النّبی(15)، دیگر به این روز سیاه رسید. و گرنه وجود مبارك حضرت آمد ومردم را عاقل كرد. مرحوم شیخ مفید (رض) در امالی نقل می كند :در یك سفری هنگام ظهر كه شد، وجود مبارك حضرت سر به آسمان كرد، فرمود الآن زالت الشّمس، موقع نماز ظهر است؛ آماده شدند برای نماز.فرمود: می دانید اسلام شما را از كجا به كجا آورد ؟! كنّا رعاه البل و صرنا الیوم رعاه الشّمس (16). فرمود : مردم ! ما و شما قبلاً مواظب بودیم این شترهایمان كی می آیند كه بدوشیم، یا كی می آیند كه بخوابانیم اینها را، یا كی می آیند كه تیمار بكنیم؛ ما شتربان بودیم، الآن شمس بانیم. مواظبیم كی شمس از دائره نصف النّهار زائل می شود كه با خدایمان گفتگو بكنیم !! آن كجا، این كجا ! ما را از نظر به شتر به نظر به شمس رسانده، ما را از زمین به آسمان برده.

لزوم برقراری ارتباط مستمر با مبدأ ربوبی به منظور كسب ملكات فاضله

و وجود مبارك حضرت هم كه ظهور كرد، همان روحیه پیغمبر اسلام را دارد. ما هم كه منتظریم، منتظر یك همچنین مكتب ایم ! اما اینها كه یك شبه حاصل نمی شود؛ ظهور حضرت ناگهانی است، امّا پیدایش این ملكات فاضله تمرین مستمر می طلبد. هر لحظه مواظب خودمان باشیم؛ گفتارمان، رفتارمان. ما خیلی چیز نیاز داریم،به ما گفتند : همه اینها از راه حلال فراهم می شود، منتها خودتان را تعدیل كنید، قانع باشید؛ به مقدار لازم بخواهید، نه به مقدار هوس ! و دلیلی ندارد كه با او رابطه نداشته باشید. او خودش را خدای ما معرفی كرده، و ما را هم دعوت كرده. فرمود : راه باز است، هیچ مانعی هم نیست.

عالمگیر شدن نور علم و عقل در سراسر زمین با ظهور منجی موعود (عج)

و حضرت این ملكات را می آورد؛ حالا شما فرض كنید الآن حضرت ظهور كرده و به خواست خدا،7 میلیارد بشر روی كره زمین را عاقل كرده است،آنوقت احیای یك حكومت جهانی خیلی سهل است.آنوقت آیات فراوان قرآن كریم كه بر حضور مبارك حضرت تطبیق شده است، مثل و اشرقت الأرض بنور ربّها (17)؛ این آیه تطبیق شده است به زمان ظهور آن حضرت، كه زمین با نورانیّت آن حضرت روشن می شود، زمین با ظهور آن حضرت روشن می شود. زمین با علم روشن می شود، با عقل روشن می شود، نه با برق !

منجی بشری و خاتم اوصیاء از خاندان عصمت و طهارت (ع)

و این از آرزوهای اصیل انبیاء و اولیای گذشته است، حتّی آرزوی خاندان عصمت و طهارت؛ در روایات فراوان وجود مبارك حضرت امیر (ع) به وجود مبارك پیغمبر (ص) عرض می كند : یا رسول الله ! این مصلح جهانی كه می آید، آخرین حرف را می زند،از ماست یا از غیر ماست ؟! منّا اممن غیرنا ؟! فرمود : از ماست. و اسم مباركش، اسم من است؛ لقب مباركش فلان است و وجود مباركش یختم الله به الدّین (18) ! من آخرین دین را آوردم، ولی آخرین اجرایش به عهده اوست. او می آید، حرف ما را اجراء می كند.
آنوقت در زیارت جامعه كه بكم فتح الله و بكم یختم (19)معنای جامع پیدا می كند. هم در نظام تكوین، بكم فتح الله و بكم یختم؛ هم در نظام تشریع و قانونگذاری و مسأله دین.بنابراین وجود مبارك حضرت همیشه به اذن خدا به حالات ما نظر دارد، علم دارد و دلیلی هم ندارد ما با او رابطه نداشته باشیم ! امام ماست، ما هم مأموم اوئیم، ما را هم دعوت كرده اند؛ وقتی ما با پیغمبرمان، با حضرت امیر؛ بالاتر از همه با ذات أقدس له می توانیم رابطه بر قرار كنیم، دلیلی ندارد كه خودمان را از آن حضرت جدا بدانیم و محروم بدانیم ! همین كه آن شوق در ما پیدا شده است، از این فرصت باید حداكثر استفاده را ببریم.

سخنرانی آیت الله جوادی آملی در جلسه درس اخلاق به مناسبت ایام میلاد حضرت ولی عصر (عج) در دیدار با طلاب نوجوان حافظ قرآن مدرسه علمیه امام جواد (ع)، همسران سپاهیان اراك و اقشار مختلف مردم ؛ قم ـ 19 / 7 / 1382

ـــــــــــــــــــــــــ
(1) وسائل الشیعه / 16 / 241
(2) فتح / 4 و 7
(3) برداشت از : ق / 16

انتهای پیام/

(4) بقره / 186
(5) واقعه / 85
(6) حدید / 4
(7) منافقون / 7
(8) فاطر / 15
(9) انبیاء / 40
(10) برداشت از : كمال الدین / 2 / 654
(11) روم / 41
(12) برداشت از : كافی / 1 / 25
(13) مائده / 95
(14) مائده / 94
(15) برداشت از : بحار الأنوار / 34 / 274
(16) الأمالی للمفید / 136
(17) زمر / 69
(18) برداشت از : بحار الأنوار / 51 / 84
(19) مفاتیح الجنان / زیارت جامعه كبیره